تبليغاتX
اشک یخی



 

شبا وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم

واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

میگم ای دل ..دل الوده به درد

اگه روزی بکشم ناله بسر

اه و نالم میگیره دامنتو

اتیش عشق می سوزونه تنه تو

تو مصیبت کشی ای دل میدونم

میون اتشی ای دل میدونم

داری پرپر می زنی جون می کنی

اینو از اشکای چشمات میخونم

دیگه دل طفلکی دیوونه شده

مثت من در بدر از خونه شده

نداره هیچکس و این دل میدونم

دیوونه همدم دیوونه شده..........

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:16 توسط اشک یخی |



پيش تو رو سياهم، تو بگذر از گناهم
ندامت رو تو ديدي، تو عالم نگاهم

تو خواستي من نخواستم، با هم باشند دلهامون
نشستي من نشستم، به پاي لحظه هامون

تو بودي من نبودم، ديوونه مثل مجنون
تو موندي من نموندم، به پاي عهد و پيمون

نميشه باور من، کنار من نشستي
کسي که مي پرستم، تو بودي و تو هستي


نميشه باور من، هنوز به پام نشستي

چشاتو رو بديهام، تو عاشقونه بستي

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:0 توسط اشک یخی |