تبليغاتX
اشک یخی



نزدیک بهمن و اسفند که می شیم دلم هوری می ریزه پایین . دوباره خاطرات جنگ زنده می شه انگار لحظه موعود فرا می رسد انتظار ضغرا به پایان می رسد و دوباره دلت هوایی می شه و می ره شلمچه انگار همین دیروز بود کاروان های راهیان نور را میگم.

توی یکی از روز های قشنگ خدا .توی اون غروبای زیبای شلمچه . دلم هوایی شد و به قول بچه ها سیمم وصل شد . یه لحضه بیشتر طول نکشید !ولی همون لحضه کافی بود تا دوباره خودمو پیدا کنم .

منی که چند وقتی بود خودمو،صفای پاکیمو و...گم کرده بودم .خودبه خود زانو هایم سست شد و نشستم روی خاکش همون لحظه بود که حس کرد یه صدایی بهم می گه :بگو!نترس!تو می تونی!

ما روی تو حساب کردیم دلمو زدم به دریا و گفتم . شهدا قول می دم !قول می دم خودمو اصلاح کنم . فقط یه شرط داره !باید برام دعا کنید !دعا کنید که زیر قولم نزنم!دعا کنید جوری رفتار کنم که بدرد آقام بخورم . مثل شما ها !آخرش هم برام دعا کنید که ان شاءالله شهید بشم.

میدونم دارید صدامو می شنوید !پس دعام کنید.

اینجا هر قطعه ای یک(( منطقه)) است و هر منطقه یک ((ایستگاه بهشتی .))

شلمچه، فکه ،اروند،طلایه،...مهمانی خوبی هست . دلمان حسابی از حضور جاری شهدا سیراب می شود. شاید به خواب هم نمی دیدم که روزی زائر آسمان بشوم و جرعه جرعه شهود از دست زندگان جاوید بنوشم . اما وقتی نور دعوت شهدا که به آدرس دل بی قرارمان پست شده بود رسید و تمام وجودمان را عطر یاس شهدا پر کرد ،چشمان مان را باز کردیم و دل های کویریمان را دیدیم که به زلال یاد شهیدان دخیل بسته اند .

به راستی خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند .

ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم  و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم . مسلمآ خون شهیدان ،انقلاب و اسلام را بیمه کرده است ؛ خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدار خواهند نمود . و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند .

خوشا به حال آنان که در این قافله نور ، جان و سر باختند .

خوشا به حال آن هایی که این گوهر ها را در دامن خود پروراندند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:24 توسط اشک یخی |



تقدیم به تمام عشاق دل شکسته
 
 

شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت .

به گريه گفتمش آري وچه زود گذشت.

بهار بود وتو بودي وعشق بود و اميد بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 18:6 توسط اشک یخی |



روزگاری یک تبسم یک نگاه

خوش تر از گرمای صد آغوش بود

این زمان بر هر که دل بستم دریغ

آتش آغوش او خاموش بود.

روزگاری هستیم را می نواخت

آفتاب عشق شور انگیز من

این زمان خاموش و خالی مانده است

سینه از آرزو لبریز من.

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست

خنده ام را اشک غم از لب ربود

زندگی در لای رگهایم فسرد

ای همه گلهای از سرما کبود!

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:53 توسط اشک یخی |



گریه کنم یا نکنم آخر ماجرا رسید

گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید

تو میروی و آینه پر می شود از بی کسی

از من سفر می کنی و به مرگ قصه می رسی                                 

ببین که آب می شود قطره به قطره قلب من

مرگ من وقصه ماست فاجعه جدا شدن

گریه کنم یا نکنم آخر ماجرا رسید

گریه کنم یا نکم قصه به انتها رسید

تو جامه دان پر می کنی من خالی از جان می شوم

یک لحظه در چشمم ببین ، ببین چه ویران می شوم

بعد از تو با من چه کنم با من بی پناه من

کجای شب پنهان شوم کجای این عاشق شکن

تو می روی و جان من گور ترنم می شود

خورشیدکی که داشتم در شب من گم می شود

چیزی نگو به آینه با رازقی حرفی نزن

برای بار آخرین تنها نگاهی کن به من

                                 هرگز ستایشگر فروتن یک تقدیر نخواهم بود

                                      و هرگز 

                                         و هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد

                                            زیرا

                                               نه تو ماندنی هستی و نه من

                                       آنچه ماندنی هست یاد و خاطرات من و توست

                                                  پس پرواز را به خاطر بسپار

                                                      پرنده رفتنی است

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:24 توسط اشک یخی |