تبليغاتX
اشک یخی



 

 

اگر کليد قلبي رو نداري قفل نکن. به چشمان کسي نگاه نکن اگه دروغ خواهي

 گفت.به کسي سلامي نده اگه خداحافظي در پيش است.دست کسي را نگير اگر

 رها خواهي کرد.به کسي نگو دوستت دارم اگر رفتنی در پیش است

 

 

دل من غمگين است غصه ام سنگين است گرچه بي همنفسم زندگي شيرين است ميل گل در من نيست بال من خونين است اشك غم بايد ريخت رسم دنيا اين است.. .

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:36 توسط اشک یخی |



 

ای که می پرسی  نشان عشق چیست؛  عشق چیزی جز ظهور مهر نیست ...  عشق یعنی مهر بی چون و چرا؛ عشق یعنی کوشش بی ادعا... عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛ عشق یعنی رفتن با پای سر... عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛  عشق یعنی جان من قربان اوست...عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛ حرف های دل بدون گفتگو ...عشق یعنی عاشق بی زحمتی؛عشق یعنی بوسه بی شهوتی ... عشق یار مهربان زندگی ؛بادبان و نردبان زندگی ... عشق یعنی دشت گل کاری شده؛ در کویری چشمه ای جاری شده... یک شقایق در میان دشت خار ؛ باور امکان با یک گل بهار ... در خزانی بر گریزو زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرین برگ درخت ...یعنی او را آراستن ؛ بی شمار افتادن و برخاستن عشق یعنی زشتی زیبا شده ؛ عشق یعنی گنگی گویا شده ... عشق یعنی مهربانی در عمل ؛ خلق کیفیت به زنبور عسل ... عشق یعنی گل به جای خار باش ؛ پل به جای این همه دیوار باش... عشق یعنی یک نگاه آشنا ؛ دیدن افتادگان زیر پا...عشق یعنی تنگ بی ماهی شده؛ عشق یعنی ماهی راهی شده...عشق یعنی آهویی آرام و رام؛ عشق یعنی صیادی بدون تیر و دام...عشق یعنی برگ روی ساقه ها ؛ عشق یعنی گل به روی شاخه ها ... عشق یعنی از بدی ها اجتناب

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:44 توسط اشک یخی |



خسته از عشق , خسته از محبت و مهرباني, بريده از صداقت و صفا , زخم خورده ي كلامي عاشقانه اعتمادي بي مورد , با غروري شكسته در ميان اين آشفته بازار تو را يافتم وپنداشتم تو از قبيله ي انسانيت آمده اي
تو از جنس صداقتي , از چشمانت مهرومحبت را مي توان آموخت. كلامت نشان معرفت و وفاست.دستانت سخاوت را هديه ميدهند ومن متحير كه تو را چه به اين آشفته بازار؟؟؟
تو را اينگونه يافتم وليكن نگرانم , نگران كه مبادا در اين آشفته بازار انسانيت را بدزدند و من با گل سرخ پژ مردهي در دست و قطره اشكي گوشه ي چشم , سر راهي كه تو را يافتم بايستم و در حسرت ديدار دوباره ات اشك بريزم
باش تا باشم كه وجودم بسته به وجود توست
اي مهربان من

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:26 توسط اشک یخی |



 کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد در میان لحظه ها ! لحظه ی دیدار را نزدیک کرد.

 

 

احساس خوبيه وقتي يه نفر دلتنگت ميشه...! احساس بهتريه وقتي يه نفر عاشقت ميشه...! اما بهترين احساس اينه كه بدوني يه نفر هيچوقت فراموشت نميكنه .

 

بر سر در قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع.عشق وارد شدو گفت من بی سوادم

 

بوسه اسم است چون عمومي است . بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي. بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مبهوت مي کند. بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست. بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل مي کند.

 

 مثل شقایق زندگی کن کوتاه امازیبا مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند مثل پروانه بمیر دردناک اما عاشق

 

توی آسمون دنیا هر کس ستاره داره چرا نوبت ما که میشه  آسمون جایی نداره؟؟؟

 

تولدت مبارك، هان؟ ببخشيد، پيوندتان، نه، يعني برد غرور آفرين تيم، نه، چيزه، ماه مبارك رمضان، نه، اصلا ولش كن، دوست دارم.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 16:26 توسط اشک یخی |